تبليغاتX
کویر- محیط زیست

کویر- محیط زیست

«كوير ، كسي را كه يك بار گرفتار افسونش شده باشد هرگز رها نخواهد كرد.»

ادامه مطلب از گذشته:

 

احمدي ( 1377 ) ريختار ( تيپ ) جلگه رسي يا دغ را حاصل از رسوبگذاري جريانهاي آبي مناطق كوهستاني در دشتي هموار با شيبي حدود يك درصد مي داند . او عنوان مي دارد خاك جلگه هاي رسي ، سنگين و اغلب همراه مقدار زيادي املاح بويژه كلرور سديم مي باشد كه عامل اصلي ناپايداري اين اراضي را فراهم مي سازد . همچنين عدم استقرار پوشش گياهي در رخساره هاي جلگه رسي را غرقابي شدن آن در اثر سيلاب و وجود قشرهاي سخت شده بياباني عنوان كرده است .

آنچه مسلم است تمايز بين دغ و كوير به ميزان املاح در خاك بر مي گردد و مي توان پذيرفت ، دغ سرزميني است مسطح ، پوشيده از رسوبهاي بسيار ريز دانه حاصل از طغيانها كه در محل حوزه هاي انتهايي و يا در حاشيه رودخانه ها ته نشين      مي شوند كه اصولاً بدليل وجود بافت بسيار ريز فاقد پوشش گياهي مي باشند . نفوذپذيري بسيار كم و عدم وجود نمك و يا مقدار كم املاح از ديگر خصوصيات آن است . هر چند بافت سنگين خاك يكي از معيارهاي دغ است ولي در بعضي دغ ها بافت   درشت تر و در نتيجه پوشش گياهي نيز موجود است ، همچنين ممكن است براثر فعاليتهاي كشاورزي لايه سطحي خاك ، بافت سبك تر و نفوذپذيري بيشتري پيدا نمايد ( مانند دغ رفسنجان و كبوترخان در حال حاضر ) . وجود كربنات كلسيم يا ساير املاح در مواقع سيلابهاي موقتي قشر سطحي سختي را دردغ بوجود مي آورد كه يكي از علل نفوذپذيري كم آن بشمار مي آيد ( احمدي به نقل از   1968 krinsley) . در مقابل دغ ، در كوير هميشه نمك به همراه خاك و آب وجود دارد . در حقيقت كوير پديده اي خاكشناسي است كه خاك ريز دانه به همراه املاح و تبخير شدن تابستاني و وجود آب بهرشكل در آن عينيت مي يابد .*

                                                                                         ادامه دارد............



* گفتگوي حضوري با دكتر فرج ا محمودي
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 14:11  توسط حمیدرضا عباسی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

با عرض پوزش از خوانندگان محترم بخاطر وقفه چندين روزه در به روز كردن تارنما‘ در هفته گذشته در كلاس GISشركت كرده بودم.  توجه شما را به ادامه مطلب گذشته جلب مي­كنم:

محمودي ( 1368 ) در تعريف كوير و بيابان عنوان مي كند " در واقع كوير عارضه اي در يك بيابان است نه خود بيابان . گاهي وسعت كمي از يك بيابان را شامل است ( دشت لوت ) و زماني به خاطر گسترش فراوان حتي نام خود را به بيابان مي دهد ( دشت كوير )  . وي همچنين اظهار مي دارد : كوير پديده اي خاكشناسي است و در شرايط خاصي تشكيل و توسعه مي يابد " كه تشكيل آنرا بر اثر وجود خاك با دانه بندي ريز توأم با نمك در حضور آب به هر شكل ( باران - جاري - زير زميني ) مي داند .

محمودي ( 1368 )  بر اساس حضور و دخالت عوامل جغرافيايي وجود كوهستانها و ناهمواريها در عرصه بيابانهاي كشور بيابانهاي ايران را به دو گروه اصلي بيابان هاي ساحلي و داخلي تقسيم نموده است . يكي از معيارهاي متمايز كننده اين دو گروه بيابان وجود چاله ها با حوضه هاي رسوبگذاري محل يا منطقه اي است كه محل تمركز رسوبات تخريبي و اغلب تبخيري مي باشد بنابراين دغ(دق) و كوير فقط در بيابانهاي داخلي وجود دارند و همانطور كه آورده شد پوشيده از رسوبهاي ريزدانه حاصل از ته نشيني در محل حوزه هاي انتهايي و يا در حاشيه رودخانه ها مي­باشند .

باي بوردي ( 1360 ) در تعريف دغ و كوير پلايا عنوان مي دارد كه كوير يا playa اصطلاحي است كه در مورد نقاط پست و لم يزرع بيابان بكار برده مي شود ولي تمايز بين دغ و كوير را مشخص نكرده و مضامين clay pan ، salt pan  و salt flat و alkali flat ، playa , salt marsh ,salina را مترادف با playa دانسته و اظهار داشته كه در بعضي موارد دغ هاي ايران نيز جزو پلايا قرار مي گيرد ! . در ادامه نيز آورده است " از نظر شيب ، دغ ، مسطح ترين نوع زمين است كه شيب آن بندرت از نيم متر در كيلومتر تجاوز مي كند. سطح پلايا چون سفت و سخت است براي عبور وسائط نقليه مي تواند مورد استفاده قرار گيرد . از طرفي انواع املاح ، بويژه تركيبات پتاسيم در دغ موجود است" .

 

  در پایان با اطلاع میرسانم که سال ۲۰۰۶ از سوی سازمان ملل به عنوان سال جهانی مهار بیابانزایی نامگذاری شده که برای دریافت بیشترمی توانیدبه وبلاگ آقای مهندس درویش  مراجعه کنید

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 11:21  توسط حمیدرضا عباسی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

درباره لغت كوير اظهارنظرهاي بسياري شده است و بيشتر آنرا معادل بيابان درنظر گرفته اند. همچنين در گذشته لغت كويرزايي يا كويرزدايي معادل بيابان­ زايي و بيابان­زدايي فرض مي­شد اين درحاليست كه كوير عارضه­اي در دل بيابان است و کویرزایی یعنی گسترش چالابهای کویری نه بیابان.

در كتاب فرهنگ نظام‘  كوير ( kavir ) به زمين شوره زار گفته شده است . در زبان سنسكريت كْوَرْ  ( kavar ) (كاف ساكن  و واو بشدت تلفظ مي شود ) به معناي نمك است ، پس كلمه كوير از ريشه يك كلمه فارسي اصيل آريايي است . در فرهنگ معين و عميد نيز كوير ( kavir ) زمين وسيع و شوره زار بيحاصل مانند كوير لوت و كوير نمك گفته شده است.

 احمدي (1375) در بيان خصوصيات دغ  و كوير تعريف زير را آورده است:  از نظر پيكر شناسي زمين واحد پلايا به ريختار ( تيپ ) هاي متفاوتي تقسيم بندي مي شوند كه دق ( جلگه رسي ) و كوير نيز جزو آنها قرار دارد .  محمودي ( 1368 ) نيز عنوان مي كند    " در واقع كوير عارضه اي در يك بيابان است نه خود بيابان . گاهي وسعت كمي از يك بيابان را شامل است ( دشت لوت ) و زماني به خاطر گسترش فراوان حتي نام خود را به بيابان مي دهد ( دشت كوير )  . وي همچنين اظهار مي دارد :  كوير پديده اي خاكشناسي است و در شرايط خاصي تشكيل و توسعه مي يابد " كه تشكيل آنرا بر اثر وجود خاك با دانه بندي ريز توأم با نمك در حضور آب به هر شكل ( باران - جاري - زير زميني ) مي داند .

بنابراين مي­توان گفت كه:  دغ و كوير دو كلمه اصيل ايراني است كه اگر چه نشاندهنده دو ريختار پيكرشناسي زمين مي باشند ولي تفاوت آنها به معيارهاي خاكشناسي بر مي گردد .

 

 

ادامه دارد......جاري باشيد

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 8:30  توسط حمیدرضا عباسی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تعاريف پايه از دغ و كوير

 ضمن عذرخواهي از خوانندگان به سبب تاخير در به روز كردن تارنما‘ در ادامه مطلب گذشته و براي درك بهتر از موضوع‘ تعاريف پايه­اي  از دغ و كوير ارايه مي­گردد.

 دركتاب فرهنگ نظام (جلد سوم تأليف سيد محمد علي داعي الاسلام) دق ( با "دال" و "قاف" )به معني كوبيدن و دق الباب به معناي كوبيدن درخانه و آرد كردن آورده شده است در حاليكه دغ ( با حروف نوشتاري " دال " و " غين " )* را زمين بي گياه آورده است و دغ سر  را به كسي كه پيش سرش مو نداشته باشد ، اطلاق كرده است. در همان منبع نيز آمده كه : " در زبان محلي اناركي‘ دغ زميني است كه بر آن سيلاب آمده و خشكيده و يك طبقه از گل محكم احداث شده كه مانع روئيدن چيزي است " .

همچنين در فرهنگ فارسي معين و عميد‘  دغ به معني  زميني كه علف و گياه در آن نرويد آورده شده است و دغسر به سر بي موي طاس و كسي كه ريش و سبيل و ابرو و مژه را پاك بتراشد گفته شده است.

 تنها در فرهنگ فارسي عميد علاوه بر اين از كلمه دك نيز براي دغ استفاده شده است و دك را به معني ريگستان يا زمين هموار و كوبيده و هموار ، همچنين مترادف با  دغ ،  سر بي مو ، زمين خشك و سخت ، زمين بي آب و علف ، درخت بي برگ گفته شده است . در همين منبع دك و لك به معني خشك و خالي ، زمين بي آب و علف كه با نگارش دق و لق يا دغ و لغ نيز بكار برده شده است .

 

 آنچه مسلم است از نظر نوشتاري "دغ"  صحيح است و منظور زمين بي گياه است كه محدوديتي مانع رويش در آن مي­شود.

ادامه دارد......جاري باشيد

منابع مورد استفاده:

 

1-     معين    محمد  1358   فرهنگ فارسي مؤسسه انتشارات اميركبير .

2-     عميد   حسن  1371   فرهنگ عميد مؤسسه انتشارات اميركبير وابسته به سازمان تبليغات اسلامي.

3-     داعي الاسلام   سيد محمد علي 1364 فرهنگ نظام با ريشه شناسي و تلفظ واژه ها به خط اوستايي چاپ دوم چاپ حيدري صحافي اميركبير شركت دانش

 

 



* از نظر نگارش دستوري دغ ( با دال و غين ) به معني زمين بي گياه صحيح است نه دق ( با دال و قاف ) به معني كوبيدن ، با اين وصف در حال حاضر در بيشتر منابع علمي دغ را با دال و قاف ( دق ) بكار برده اند ، اگر چه در فرهنگ فارسي عميد دق نيز به معني زمين بي گياه هم گفته شده است ولي در بقيه فرهنگها با دال و غين ( دغ ) درج گرديده است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 11:40  توسط حمیدرضا عباسی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin