هم اکنون که جدال بر سر دهاتي و یا شهري بودن از زبان گفتاري پا فراتر گذاشته و به زبان نوشتاری و همه موضوعات، حتي مباحث علمي نيز كشيده شده بي مناسبت ندیدم كه تجربه ها و اندوختههای نحصیلی و کاری خود در رشته خاكشناسي را در قالب همين مضموم ( دهاتي و شهري ) ارایه کنم. هر چند مطمئن نيستم كه شما با من هم راي و عقیده باشيد و خاكهايي را كه در قلمرو شهرها قرار دارند را خاكهاي شهري و مابقي را دهاتي بناميد. اگرچه با کمی تامل درمییابیم خاكها هم سرگذشت انسانها را درحال تجربه کردن هستند. بدین معنی که ساخت و سازهای شهري آنها را در قالب هاي سفت و سخت همانند سيمان و آجر گیر انداخت و لقب شهري را به آنها عطا کرد. چنانچه خاكها قدرت حرف زدن مییافتند آرزو مي كردند كه از نوع دهاتياش باقی بمانند و لقب مذکور را نگیرند، آرزویی که شهرنشینان امروزی نیز گاهی از دل برمیآورند.


ادامه مطلب




