«اكنون زمان آن فرا رسيده كه برنامهريزانِ توسعهي ملي، با آگاهي لازم نسبت به آنچه عميقاً سرنوشت بشريت و آيندگان را به مخاطره افكنده، طرحها و سياستهاي اساسي كشور را بر محور و اولويت حفظ محيطزيست، منابعطبيعي و سلامت عمومي جامعه قرار دهند.»
معصومه ابتکار
سرانجام به 15 اكتبر 2007 رسيديم؛ روزي كه به قول فرداد دولتشاهي عزيز: «مثل هيچ روزي نيست.» و به تعبير دوست هميشه همراهم: «ميتواند شكوهمندترين رستاخيز سبز در دنياي مجازي» لقب بگيرد.
احساس خوبي را دارم تجربه ميكنم، اينكه غريب نيستم و نهتنها نفس گرم محمد، هومن، ديدهبان گرامي محيط زيست وطن، فرداد، سپهر، مرد خاكي، عليرضا، ماندانا، محمدرضا، عمار، بامداد، سيامك، ناصر، صفورا، مجتبی، مهدي و ... را پشت سر خويش حس ميكنم، بلكه به آيندهي روشن وطن؛ وطني كه فرزنداني عاشق طبيعت را از دامن چنين پدر و مادرهاي فرزانه و هوشمندي پرورش داده و خواهد داد، ايمان دارم و ميدانم كه «اروند»هاي امروز و فرداي اين سرزمين اهورايي به نيكي و شايستگي ميتوانند راه بزرگاني چون فرجالله محمودي، علي خليلي، اسماعيل رهبر، كامبيز بهرامسلطاني و ... محمّد خسروشاهي را طي كنند.
دوستان عزيز من!
نبايد از خاطر ببريم كه به قول درويش: «محيطی که در آن زيست میکنيم، منبعی است کمياب که نشاط، تفريح و شادی را در بخش مصرف عرضه میکند. دليل برخورداری محيط زيست از صفت «کميابی» را بايد در کيفيت منحصر به فرد و درجهي خلوص تمامی منابع موجود در آن دانست. آب و هوای پاک، چشماندازهای ناهمتا، آبشارهای ديدنی، گردشگاههای طبيعی، طنينهای شنيداری هوشرُبا و ... در شمارِ کالاهای زيستمحيطی جای میگيرند که منبع اصلی تأمين و عرضهي نشاط، شادابی و آرامش موجودات زنده، به ويژه انسان محسوب شده و کيفيت برخورداری از آنها، شناسهای است که عيارِ رفاه جامعه را نشان داده و محک میزند.»
و 23 مهرماه 86، ميتواند همان روز بزرگي باشد كه بسياري از وبلاگنويسان فرهيختهي جهان، فارغ از مرزبنديهاي مرسوم نشان خواهند داد كه تا چه اندازه به حفظ اين عيار فيروزهاي و ناب زندگي، به طبيعت هوشربا، با تمام اهالي كوچك و بزرگش عشق ميورزند و حرمت مينهند.
از پروردگار مهربان ميخواهم كه هرگز نگذارد، قارچهاي غربت فضاي سبز و زنده و دوستداشتني وبلاگستان محيط زيستي را به دشنام و عداوت و عيبجويي و مچگيري آلوده كند و چشمان آن معدود افرادي را كه جز عيب و نفرت و كينه در وبلاگهايشان نقش نميبندد، به نور عشق، محبت و بخشش روشن سازد و ياد بگيرند: هر از چندگاهي ميشود در ستايش كارها و نوشتههاي خوب هم سخن گفت و مطلب نوشت و از بزرگنمايي آنچه كه لغزش ميپنداريم، به نام حفظ اصول و ملاحظات ملّي ياد نكنيم و آنقدر آسان، اعتبار و حرمت خود را به عنوان يك انسان سبزاندش و طبيعتدوست خدشهدار نسازيم.
اين رستاخيز سبز گواراي وجودتان باد
ادامه مطلب






