حدود چند روز پيش محمد درویش از من خواسته بود تا در يک سرگرمي وبلاگي اعترافات سبز خود را در اين دنياي مجازي بيان کنم . هر چند بسيار دير شده است ولي با عرض پوزش به ترتيب اهميت 5 جفاي بزرگ و 5 خدمت که در حق محيط زيست روا داشتهام را برايتان بازگو ميکنم شايد در فرهنگ سازي اين مرز و بوم قدمي باشد.
اعترافات سبز
راستش هر چقدر فکر کردم ديدم مهمترين جورهائيکه در حق محيط زيست کرده ام به دوران نوجواني باز مي گردد شماري از آنها عبارتند :
1- جنگ با گربه ها: عصر که از مدرسه به خونه برگشتم مادرم گفت که گربه دو تا از جوجه هاي مرغت را گرفته و خورده مواظب 5 تاي ديگه باش. اين جمله مانند پتک خورد تو سرم و از آن روز من شدم دشمن خوني گربه ها. اگه يه گربه رو ديوار حيات راه ميرفت با سنگ چنان داغ ميشد که نگو. تازه از آنروز شروع کردم به نقشه کشي عليه گربه ها. آنها را به اتاقي که در بالاي ايوان قرار داشت و تابستانها در اونجا اطراق ميکرديم مي کشوندم و در را رويشان مي بستم و با چوب کتک شان ميزدم بگدريم که چند بار هم از چنگ گربه نوش جان کردم.
2- خراب کردن لانه زنبورها: هيچ آدم عاقلي اين کار را نمي کنه. با دوستان دوران نوجواني چند تا کيسه نايلون به سر و دست مي کشيديم وبا کمک مشعل هائي که از کهنه هاي آغشته به نفت بر چوبي درست شده بودند به لانه زنبورها حمله ميکرديم و آنرا خراب مي کرديم . پس از اتمام کار قيافه ها واقعا خنده دار بود نيش زنبورها بالاخره يکي دو تا را کج و معوج ميکرد.
3- يکي از دوستانم بنام همايون عصار که الان در آلمان ساکن است يه تفنگ ساچمه اي داشت. چند وقتي کار ما شده بود شکار گنجشگ و سار با اين تفنگ.
4- شکار قورباغه: در نزديکي خونه ما يه جوب آب کشاورزي قديمي بود که در لهجه گلپايگاني به آن " جوغ منوا" مي گفتند که در اطرافش پر از درخت و علف بود و محل مناسبي براي زاد و ولد قورباغه. خرداد ماه فصل امتحانات مصادف بود با مطالعه آزاد دانش اموزان . تهيه چند چوب نوک تيز و پرتاب بطرف قورباغه ها جاي درس خوندن را گرفته بود. قورباغه هاي نگون بخت له شده تصويري است که هرگز يادم نميرود.............
5- شکار خرگوش: زمستانها مصادف بود با برف سنگين که سرتاسر اراضي کشاورزي دشت گلپايگان را سفيد پوش ميکرد. در اين هنگام حرکت خرگوش ها بر روي برف سخت ميشود . يادم هست به دليل برف نميتوانستيم فوتبال کنيم به دنبال شکار خرگوش ميرفتيم.
و امّا پنج اقدام مفید در راستای حفظ محیط زیست:
1- کوشش برای بالا بردن فرهنگ حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی با انتشار کتاب و مقالات مرتبط و همچنين وجود همين تارنما .
2- ترميم شاخه شکسته درختان و نهالها: با گفته هاي بالا شايد اين امر بر شما مشتبه شود که نوجواني من يعني تخريب . ولي يادم هست که بزرگواري از اهل محل به من ياد داد که ميتوان شاخه و يا حتي ساقه نهالها و درختان را با بستن ترميم کرد. شايد باور نکنيد که براي ترميم شاخه درختان من ساعتها صرف ميکردم و در صورت عدم آسيب شديد با نايلون و دستمال و طناب شاخه هاي شکسته را ترميم مي کردم.شاید خوشحالی دیدار درختان ترمیم شده بسیار شیرین است حتی هم اکنون نیز ..
3- شايد مهمترين اقدامي که به نظر خودم ارزشمند ميايد جلوگيري از تخريب جنگلهاي باهوکلات است که در چند پست قبلي مشروح آن آمده است و هنوز هم پيامدهاي آن در حال از راه رسيدن است.
4- آموزش ملاحظات زيست محيطي به خانواده و همچنين رعايت مصرف منابعي مانند برق و آب و کاغذ وغيره.......
5- ترغيب دوستان و آشنايان براي ارايه اندیشههای خویش درباره حفظ محيط زيست و کمک به رونق وبلاگستان سبز فارسی.
من هم از باني اينکار ارزشمند قدردانی کرده و دوستان عزیز و سبزاندیشم را به انجام آن دعوت مي کنم.




