هم اکنون که جدال بر سر دهاتي و یا شهري بودن از زبان گفتاري پا فراتر گذاشته و به زبان نوشتاری و همه موضوعات، حتي مباحث علمي نيز كشيده شده بي مناسبت ندیدم كه تجربه ها و اندوختههای نحصیلی و کاری خود در رشته خاكشناسي را در قالب همين مضموم ( دهاتي و شهري ) ارایه کنم. هر چند مطمئن نيستم كه شما با ما هم راي و عقیده باشيد و خاكهايي را كه در قلمرو شهرها قرار دارند را خاكهاي شهري و مابقي را دهاتي بناميد. اگرچه با کمی تامل درمییابیم خاكها هم سرگذشت انسانها را درحال تجربه کردن هستند. بدین معنی که ساخت و سازهای شهري آنها را در قالب هاي سفت و سخت همانند سيمان و آجر گیر انداخت و لقب شهري را به آنها عطا کرد. چنانچه خاكها قدرت حرف زدن مییافتند آرزو مي كردند كه از نوع دهاتياش باقی بمانند و لقب مذکور را نگیرند، آرزویی که شهرنشینان امروزی نیز گاهی از دل برمیآورند.


اولين منظري كه از خاك هاي شهري در ذهن هر شنونده متبلور مي شود بستر ساختمانهاي بلند ، خيابانها ، كوچه ها و فضاي سبز اطراف آنهاست كه بصورت باريك و دراز در طول اين ساختارها قرار گرفته است. چنانچه بخواهیم تعريفی از خاكهاي شهري ارایه دهیم باید گفت، خاكهايي هستند كه در قلمرو شهرها واقع شدهاند و مهمترين ويژگيهاي آنها تنوع زيستيگياهي و ميكروبيولوژي كم است كه در بين قالب هاي از جنس سيمان ، آسفالت ،آجر، فلزات ، شيشه و .... در تنگنا قرار گرفته است .

در یک خاک با بافت متوسط نسبتهای متعادل مواد معدني و آلي به میزان 50% ، آب 25 %و هوا 25 % جاری است بشرطی که لايه سطحي در معرض هوا قرار داشته باشد ولي در خاكهاي شهري وجود پوششي از يك لايه غير قابل نفوذ نظير سيمان يا آسفالت بر روي آن باعث برهم خوردن این نسبت میشود. اين لايه غير قابل نفوذ موجب كاهش ورود آب و هوا به خاك شده و از سوي ديگر عدم امكان تبخير و تعرق واقعي از سطح خاك موجب به هم خوردن وضعيت رطوبتي خاك میشود و شرايط زهكشي اين خاكها را تغيير خواهد داد. اين تغييرات سبب شده كه روش مطالعه و ارزيابي خاكهاي شهري با ديگر خاكها متفاوت باشد.

در این نوشتار تلاش شده تا پارامتر هاي ضروری مورد نياز براي بررسي خاك هاي شهري بررسی و ارایه شود هر چند اين موضوع از علوم خاک، در ابتداي راه خود بوده و نيازمند گذشت زمان براي كسب تجربه در کشور است.
ادامه دارد




