نميدانم چرا اين روزها سازمان حفاظت محيط زيست دارد از وظيفه اصلي خود طفره ميرود. اگر نظري به دلايل گزارش اوليه مديركل محيط زيست استان هرمزگان درباره مرگ(نه خودكشي) 150 دلفين كه مطمئنا آمار آنها بيش از اينهاست بيفكنيم به استدلال غير علمي مطرح شده در اين خصوص پي ميبريم كه تور كشتيهاي صنعتي را عامل مرگ آنها دانسته بود. به گزارش اعتماد ملي "ايشان وجود آلودگي هاي شيميايي در منطقه را به عنوان تنها عامل مرگ دلفين ها <منتفي> دانست و <وجود كشتي هاي صنعتي> را يكي از مهم ترين دلايل مرگ دلفين ها اعلام كرد و گفت: <در منطقه اي كه دلفين ها از آن سو به طرف ساحل هدايت شدند، تنها كشتي هاي صنعتي وجود نداشتند كه آلودگي آنها باعث مرگ دلفين ها شود، بلكه مهم تر از آنها تورهاي بزرگ صنعتي صيد آبزيان جنوب است كه بزرگ ترين آسيب را به ماهي ها و ديگر حيوانات آبزي منطقه وارد مي كند."
بايد گفت
اگر واقعا اين روش صيادي چنين لطماتي را به بومسازگان دريايي ميزند پس بايد هر روز مردمان سراسر گيتي شاهد چنين مرگ هاي دسته جمعي دلفين ها و ديگر موجودات دريايي باشند و مطمئنا در اين ارتباط اخبار آن به دست ما ميرسيد ولي چرا اين اخبار وجود ندارد و اين استدلال نامعقول به نظر میرسد. با این حساب باید نسل اينگونه دلفينها و بسيار ديگر موجودات ، پس از گذشت چند سال از شروع صيد صنعتي ازبين رفته و يا كمياب شده بودند.
به نظر من تمامي اين اتفاقات از آن هنگام بستر سازي شد كه شرکت توانير در 24 تيرماه لجن هاى نفتى باقى مانده در مخازن ذخيره نفت کوره در محوطه توانير بندرعباس را به خليج فارس تخليه و باعث آلودگى شديد 80 هکتار دريا شد و چون حركت آب در اين قسمت از دريا بسيار كم است حال بايد شاهد اين اتفاقات باشيم.همان كه چندي بعد استاد اسماعيل کهرم يكي از بومشناسان كشور در این ارتباط اظهار داشت: اين منطقه فاصله کمى تا بندر جاسک دارد و مى تواند يکى از عوامل اصلى مرگ اين جانداران باشد.
بايد تاسف خورد كه بي توجهي سازمان مذكور ، كسي كه متولي حفاظت از محيط زيست كشور است ، به جايي رسيده كه داد نماينده جاسك، ميناب و رودان هم در آمد و براي مشخص شدن وضعيت پيش آمده خواهان سئوال از محمدرضا اسكندري و فاطمه واعظ جوادي شده است. مطمئنا واقعه مهمتري در منطقه روي داده كه نماينده مسئول گفته" نتيجه تحقيقاتي كه نه تنها از مردم بلكه از نماينده آنها نيز در مجلس دريغ شد و كار را به آنجا كشاند كه بار ديگر فاجعه اي دردناك رخ دهد."
متاسفانه بر منابع آلودگي نفتي و شيميايي در سواحل كشور هيچگونه نظارتي وجود ندارد. علاوه بر صنايع آلوده كننده ساحلي، نفت كشهاي خودي و همچنین نفت كشهاي غول پيكر كشورهاي مجاور نيز آلودگيهاي خود را در نزديكي ساحل ایران رها ميكنند و سازمان حفاظت محيط زيست بعنوان متولي كنترل اين آبها توان نظارتی را به دلیل نداشتن ابزار لازم ندارد از واگذار كردن آن به سازمان بنادر و كشتيراني نيز طفره ميرود و اين وسط محيط زيست كشور است كه دارد از بين ميرود. همان كه دوست خوبم آقاي جواد حسن نژاد بر آن تاكيد و تشكيل يك گروه نظارتي شامل سازمان حفاظت محيط زيست، سازمان شيلات ، سازمان بنادر و كشتيراني و صاحبان منابع آلوده کننده را براي نظارت بر کنترل آلوده كننده هاي دريايي خلیج فارس را ضروری و تنها راه حل جلوگيري از اينگونه فجايع دانست.




