بر پايهي نتايج حاصل از تازهترين پژوهشهاي منتشرشدهي بينالمللي، از بين 45 عامل بيابانزايي، 39 عامل مربوط به مديريت غير معقولانهي منابع آب، خاك، گياه و ديگر مؤلفههاي انساني متأثر از آن بوده و تنها شش مورد از عوامل تشديدكنندهي بيابانزايي ريشه در ويژگيهاي طبيعي و اقليمي سرزمين دارد. از آن جمله كيفيت مديريت حاكم بر منابع طبيعي و كشاورزي يكي از مهمترين عواملي است كه به صورتي تؤامان هم ميتواند اثري كاهنده و هم شتابدهنده بر روند تخريب سرزمين و تشديد جريان بيابانزايي ايفا كند؛ دريافتي كه اهميت اين حوزه از دانش و فناوريهاي مرتبط با آن را در هر دو بخش مديريت سازهاي و غيرسازهاي آشكار ميسازد. اگرچه در بخش سازهاي پيشرفتهاي شگرفي در اثر فناوريهاي نوين در كشور روي داده است ولي هنوز در مديريت غيرسازهاي ديدگاهها مبتني بر اصول پايداري نيست. ازاينرو بيشتر منشاء علل بيابانزايي را در حوزههاي كاري ديگري بغير از منابع طبيعي و كشاورزي بايستي جستجو كرد.

تصویر مالچ پاشی - ایران باسابقه ترین کشور در این زمینه
هنوز نميتوان گفت كه كدام علت بيابانزايي ، نقش بيشتري در تخريب دارد هرچند با روشهاي ارزيابي، ميتوان در يك منطقه مشخص، منشاء اصلي آن را يافت. چنانچه فرآيندهاي بيابانزايي را شامل فرسايش بادي و آبي، شورشدن، زوال پوشش گياهي، فشردگي و تشکيل سله در لايههاي خاک، کاهش مواد آلي و تجمع مواد سمي درخاک بدانيم، قدمت بسياري از آنها تا پيدايش تمدن بشري به عقب بازميگردند ولي ظهور واقعي آنرا بايد به قرن اخير و همراه با افزايش جمعيت بدانيم.
بطور مثال زوال پوشش گياهي كه يكي از فرآيندهاي مهم بيابانزايي است و به شكل وسيعي در سطح جهان در حال اتفاق افتادن است، قدمتي به اندازه پيدايش انسان دارد. شكارگري و جمعكنندههاي غذا در انسانهاي نخست همواره مديون استفاده از گياهان بوده است. بطور مسلم در آنزمان، شدت تخريب ناشي از عوامل طبيعي مانند آتشفشانها، اتش سوزيهاي طبيعي ، بارش شهاب سنگها و... بسيار بزرگتر از تخريب عوامل انساني بوده است.
آثار شورشدن خاكها در خاورميانه، دره هوانگهو و نيل که محلهاي ظهور تمدنهاي ايران باستان،چين و مصر در روي زمين هستند،نمونههايي از قديميترين خاكهاي تحت تاثير شوريزايي در اثر آبياري ميباشند.
قدمت فرسايش خاك به اندازه تاريخ تولد كره خاكي پيش ميرود ولي مسلما شدت آن در آنزمان هرگز به گرد پاي آن در حال حاضر نميرسد در حال حاضر ايران يكي از بالاترين نرخهاي فرسايش در جهان را دارد و 90درصد سطح كشور تحت تأثير فرسايش بادی و آبی قرار دارد. اين درحاليست كه نرخ فرسايش خاک در ايران 400 درصد نسبت به گذشته افزايش يافته است(احمدي حسن 1386). هم اكنون کانون های بحرانی فرسايش بادي در 30 سال گذشته از 22 کانون به 40 کانون افزايش بافته است.
با قطع، تخريب و زوال شديد پوشش گياهان پايا و يا تنک شدن، سطح خاک بدون محافظ شده و بوسيله آب و باد فرسايش مييابد. قشر رويي خاک در اثر برخورد قطرات باران و لگدمال شدن توسط حيوانات سفت و سخت شده و نفوذيذيري آب کم ميشود. در نتيجه ميزان روانآب حاصل از بارش زياد شده و فرسايش آبي را تشديد خواهد کرد.
تخريب پوشش گياهي دائمي بويژه درختان و بوته ها و علف هاي چند ساله ، باعث کاهش سايه اندازي بر روي سطح خاک شده و در نتيجه درجه حرارت آن افزايش و بالطبع تبخير نيز بيشتر ميشود بطوريکه درجه حرارت سطح خاک ممکن است در اراضي خشک و نيمه خشک به 70 درجه سانتيگراد برسد. کاهش يا تخريب پوشش گياهان پايا در مناطق مستعد و وزش باد با سرعت زياد، موجب تشديد فرسايش بادي و نسبت تبخير و تعرق پتانسيل و خشکي ميشود.
تمام اين سازوکارها بر يكديگر تاثير گذاشته و پيامدهاي عميق بر عملکرد بومسازگانها ميگذارد. هرچند با صرف هزينه ميتوان قسمت كوچكي از اين پيامدها را بازگرداند ولي هنگاميكه بيابانزايي در گستره بزرگ روي دهد ديگر غيرقابل برگشتپذير است نظير آنچه كه در درياچه اورال اتفاق افتاد.

بیابانزایی در اطراف دریای خزر
پديدهاي نظير خشكسالي، در صورت عدم مديريت،موجب شدت بروز فرآيندهاي بيابانزايي خواهند شد.برخلاف خشكسالي، بيابانزايي معمولا داراي اثرات شديد و بلند مدت است. در مرحله اول بيابانزايي، سطح رويي خاک تحت تاثير فر سايش آبي و بادي قرار گرفته و در نتيجه کم عمق تر شده و قابليت ذخيره آب و مواد غذايي آن کاهش مي يابد. بيشتر گياهان چند ساله بر اثر چراي بيش از حد ، چراي سرشاخه ها ، جمع آوري هيزم يا پاک کردن اراضي براي شخم از بين ميروند.هرچند ممكن است علف هاي هرز چند ساله جانشين اين گياهان پايا شوند که ارزشي براي انسان و دام ندارد ولي با اين وجود، آنها قادرند که سطح خاک را در برابر نيرو هاي فرسايشي حفظ نمايند . در شرائط حاد و مرحله دوم ، تمام گياهان پايا در اثر فرسايش آبي و بادي در سطح اراضي از بين خواهند رفت. احتمال دارد اين اراضي توسط درختچههاي نا مناسب مهاجم اشغال شوند نظير ورك، دافنه،فرفيون،اسفند كه در مراتع استپي ايران بفور مشاهده ميشوند.




